غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

427

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

دلجوئى نموده و همراه گردانيده بسمرقند رسانيده و خسرو صاحب تأييد تجديد اسباب سلطنت او را مرتب ساخته در آن اثنا ايلچى اروس خان بدرگاه عالمپناه رسيده بوسيله نواب كامياب از زبان خان معروض داشت كه توقتمش پسر مرا كشته و بدان آستان اقبال آشيان پناه جسته بايد كه او را بما سپاريد و الا روى بميدان كارزار آريد صاحبقران كامكار از تسليم توقتمش ابا نموده ايلچى را بازگردانيد و با لشگر فراوان متوجه حرب اروس خان گرديد و چون از سيحون گذشته صحراى اترار مضرب خيام سپاه نصرت شعار گشت اروس خان با تمامى سپاه الوس جوجى خان بسغناق رسيده فرود آمد در آن اثنا سير سپهر تيز كرد چنان اقتضا كرد كه گرد فتنه روزى چند فرو نشيند ابرى برانگيخته آنمقدار برف و باران باريد كه مدت دو ماه دليران طرفين را مجال جدال مجال نمود بعد از آن حضرت صاحبقران يارق تيمور و ختاى بهادر و محمد سلطان شاه را با فوجى از بهادران مقرر فرمود كه بر سر دشمنان شبيخون برند و ايشان بموجب فرمان با پانصد كس روان شده در همان شب با پسر اروس خان قتال نموده بيمتور ملك اغلان كه سه هزار كس همراه داشت دوچار خوردند و آغاز جنگ كرده يارق تيمور و ختاى بهادر شربت شهادت چشيدند و از شست ايلچى بوغايترى گشاد يافته بر ران تيمور ملك اغلان رسيد بنابراين عنان بصوب انهزام منعطف گردانيد بعد از آن اروس خان بىآنكه قدم در ميدان مقابله و مقاتله نهد بازگشت و صاحبقران گيتى ستان نيز خرم و دلخوش به شهر كش رفت و هفت روز آنجا بسر برده بار ديگر روى بتاخت دشت قبچاق آورد و پانزده روز مسافت قطع كرده صبح دوشنبهى در حيران قمش بسرايل و الوس اروس خان رسيد و ايشاق را غارتيده بازگرديد و مقارن آنحال آروس خان جان بقابض ارواح تسليم نمود و پسرش توقيا قايم‌مقام پدر شده او نيز در همان ايام تخته تابوت بر تخت خانيت اختيار كرد و صاحب قران كامكار توقتمش خان را يراق بسيار داده بپادشاهى الوس دشت قبچاق فرستاد و چون توقتمش به مقصد رسيد ميان او و تيمور ملك اغلان مقاتله دست داده كرت ديگر شكست بجانب توقتمش خان افتاد و براسپى خنك اغلان نام كه صاحبقران كردون غلام در وقت وداع به او بخشيده بود سوار سوار گشته خود را بسمرقند رسانيد ع يك بار ميرد هركسى بيچاره جامى بارها امير تيمور گوركان چون توقتمش خان را بر اينمنوال ديد مجدد پرتو التفات بر تدارك خلال احوالش انداخته تومن تمور اوزبك و پسرش نحتى خواجه و اوزبكتمور و غياث الدين ترخان و ينكى قوجين را مصحوب او بسغناق فرستاد تا در اواخر سنه 778 موافق ئيلان‌ئيل او را بر تخت خانى نشاندند و مراسم مغول را رعايت كرده ع نثارش به آئين برافشاندند . ذكر طلوع اختر ميرزا شاه رخ از مطلع مراد و بيان بعضى از وقايع كه در آن ايام اتفاق افتاد در اواسط ئيلان‌ئيل كه بمحض عنايت ملك جليل شاه صاحبقران كشورگير در بساط بسيط توران اسپ مراد ميراند و اعداء دولت روز افزون را در فرزين بند نكبت